پنجم دیماه امسال هشتمین سالگرد زمین لرزه بم بود. زمین لرزه جمعه ساعت پنج و نیم صبح اتفاق افتاد. موقعیکه بیشتر مردم در خواب بودند و شاید یکی از دلایل تلفات زیاد هم همین بود.
من چند تا زلزله بزرگ و مهم رو کاملا به خاطر دارم. اولی زلزله طبس در سال 1357. یادم میاد که جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم و داشتم فیلم می دیدم. احساس کردم که لوستر بالای سرم داره تاب می خوره. فوری از جام بلند شدم و دویدم پیش پدرم و گفتم داره زلزله میاد. اون موقع خیلی متوجه خطرات زلزله نبودم و نمی دونستم وقتی این اتفاق میافته باید چه کارهائی رو انجام داد.
دومین زلزله ای که یادم میاد زلزله رودباره. اون موقع من سرباز بودم و داشتم توی استان کرمانشاه نزدیک مرز ایران و عراق خدمت می کردم. تنها چیزی که احساس کردم یه لرزش خفیف بود. چند ساعت بعد از اخبار شنیدم که رودبار زلزله اومده. متاسفانه اون بار هم خیلی ها کشته شدند.
سومین زلزله هم همین زلزله بم بود. با وجودیکه محل وقوع این زلزله با تهران خیلی فاصله داشت ولی دیوار اتاق ناهارخوری آپارتمان ما چند تا ترک خیلی نازک برداشت. شاید به خاطر این بود که خونه تازه ساز بود و به قول معروف هنوز جا نیافتاده بود.
باوجودیکه هشت سال از وقوع زمین لرزه بم گذشته هنوز هم خبرها و عکسهائی از مناطق بازسازی نشده شنیده و دیده میشه. نمی دونم آیا واقعا کمکهائیکه مردم و سازمانهای خیریه برای زلزله زدگان ارسال کردند واقعا برای خود اونها خرج شد یا نه. همیشه بی اعتمادی در این موارد وجود داشته. وقتی چند روز بعد از زلزله پتو و چادرهای ارسالی کشورهای خارجی رو توی مغازه های خیابان گمرک میشه خرید چطور میشه بی اعتماد نبود.
خیلی ها در زمین لرزه بم داغ دار شدند. خیلی ها یتیم شدند. تعداد کشته شدگان رو یادم نمیاد ولی می دونم که خیلی زیاد بوده. روح همشون شاد. یکی از این کشته شدکان ایرج بسطامی بود. خواننده ایکه شاید به اندازه ای که حقش بود شناخته نشد. به نظر من صدای بسطامی ویژگی خیلی خاصی داره. هم زیره و هم بالا. در فاصله خیلی کم بسطامی می تونست هر دو نوع صدا رو از حنجره خودش تولید کنه. تصنیف وطن من یکی از شاهکارهای اونه.
این نوشته رو آبتین تو Facebook به اشتراک گذاشته بود
به خاطر اون مادر بزرگیکه تو زلزله بم . . . وقتی که تو سجده بود آوار روی سرش ریخت و فوت کرد. . . و نتوستن از حالت سجده بیرون بیارنش و . . . تو همون حالت سجده به خاک سپردنش
برای اون پدری که از داغ فرزندانش سر به آسمون بلند کرد و فقط خدا رو صدا زد
به خاطر اون پدری که دوتا بچش رو انداخت رو کولش و برد دفنشون کرد
به خاطر اونایی که یک شاخه نخل یا یک پتو می شد نشانه ای برای پیدا کردن جایی که عزیزانشان را بدل خاک سپرده بودند
برای شادی روح همه ی عزیزانی که در زلزله بم از دنیا رفتند دعا می کنیم …